درباره وبلاگ "مجنون" که شدی،حال مرا میفهمی... "لیلا"ی تمام قصه ها نامردند... آخرین مطالب آرشيو وبلاگ
پيوندها
نويسندگان دوستانه ها . . . . . . . آری که چه بی رحمانه آمده است که بماند برای همیشه . . . . . . . . . . . . . . . . . . . غم تو در دل من. . . . . . . . . . . .
گاهی هیچ چیزی برای از دست دادن ندارم ، لم میدهم و به بدبختیهایم لبخند میزنم... مردم فکر میکنند هیچ مشکلی ندارم ، اما زندگی بدون مشکل فقط یک خواب است... آدم هم نمی تواند همیشه بخوابد! چارلی چاپلین
به قول حسین پناهی:
در هر 3 ثانیه یکی تو دنیا می میره ...
همگی آماده : زندگی شروع شد ، حالا یک ، یک و نیم ؛ دو ، دو و نیم ؛ سه ... و تمام .
روزانــه هزاران انســان به دنیــا می آینـــد ..
امــا نسل " انســانیت " در حال انقــراض است!
انسان کلاً موجودیه که وقتی خرش از پل بگذره همه چی یادش میره ، اونی هم که اینو قبول نداره خرش هنوز روی پله...
آدمی که غــرق شود..
چه خوب است آدمها یک نفر را هر روز دوست داشته باشند نه...هر روز یک نفر را....!!
آدمهای ساده را دوست دارم بوی ناب “ آدم ” می دهند..
یک شنبه 6 مهر 1393برچسب:, :: 11:52 :: نويسنده : حمیدرضا زارعی
با اینکه بی وفا بودی دلم میخواست ببینمت بهت بگم چی کشیدم از رفتنو ندیدنت؟
عشقت باید تو بغلت باشه
محکم تو سینه خودت فشارش بدی
تا نفسش بند بیاد
جیغ بکشه
دور خودت بچرخی و بچرخونیش
این قدر بچرخی ... این قدر بچرخونی ... بچرخی ... بچرخونی ... بچرخی ... بچرخونی ...
تا سر هر دوتانم گیج بره پهن شید رو زمین
بعد چشماتونو ببندید
دنیا دور سرتون بچرخه ... بچرخه ... بچرخه ...
بعد خوشحال باشی که چقدر زورتون زیاده که تونستین دنیا به این بزرگی رو بچرخونین
دو نفری♥..
در مردها حسی هست ک اسمشو میذارن ( غیرت) و ب همون حس در خانم ها میگن (حسادت) اما... من ب هر دوشون میگم عشق... تاعاشق نباشی ن غیرتی میشی ن حسود.....
دو شنبه 3 شهريور 1393برچسب:, :: 10:35 :: نويسنده : حمیدرضا زارعی
یه دختر تو فیسبوک نوشته «موهامو کوتاه کردم، هوراا»، سه میلیون لایک خورده، و تعدادی دچار تشنج شدن... آدم باشید و دانش آموزان برای آنها آرزوی تصادف در راه مدرسه و بعضی به شارژ ایرانسل.. می فهمی که تنهایی آنقدرها هم بد نیست گونه گذاشته، مژه مصنوعى گذاشته، لنز گزاشته، موى مصنوعى گذاشته و... دوستم برگشته به من ميگه: دختررو ديدى چه ايکبيرى بود؟!!! ا اينم شد طرز فکر آخه؟ جمعه 16 اسفند 1392برچسب:, :: 5:27 :: نويسنده : حمیدرضا زارعی
کشیش یک کلیسا بعد از یه مدت میبینه کسانی که میان پیش برای اعتراف به گناهانشون که به خیانتی که به همسرشون کردن اعتراف کنند که از این به بعد هر کی میخواد بیاد به خیانت به همسر اعتراف کنه برای اینکه راحت تر باشه و کشیش پیر میشه و میمیره ۹۰ تاشون همین اطراف یه جایی خوردن زمین. و هیچ کس جریان رو بهش نگفته از خنده روده بر میشه. هه هه هه حالا هی بخند جمعه 16 اسفند 1392برچسب:, :: 4:51 :: نويسنده : حمیدرضا زارعی
سلام بچه ها جمعه 16 اسفند 1392برچسب:, :: 3:42 :: نويسنده : حمیدرضا زارعی
فرقی نمیکند دختر باشی یا پسر ، همین که بادل کسی بازی نکنی مردی . . . ولی بعضیا به آدم میگن ” دیوونـــــه ” انگار دنیـــا رو به آدم دادن . . . پنج شنبه 15 اسفند 1392برچسب:, :: 2:16 :: نويسنده : حمیدرضا زارعی
آدم باید یکی رو داشته باشه ساعت دونصفه شب بهش اس ام اس بزنه بگه : دلم گرفته ! پنج شنبه 15 اسفند 1392برچسب:, :: 2:10 :: نويسنده : حمیدرضا زارعی
أی بابا این بی خوابیم عجب دردسریه. تا صبح باید به درو دیوار زل بزنی تا تعداد ذره های بکار رفته تو ساخت دیوارو بشماری.
شنبه 10 اسفند 1392برچسب:, :: 3:29 :: نويسنده : حمیدرضا زارعی
هـِــی رفیــق !
میـدونی از کـُـجای زندگـی بیشـتر خستـــه م ؟! اونـــجایی که وســط خنـده هـام یـــباره بـُـغض مـی کنم ... می ریزم..
ریز ریز ریز چونان برف.. که هیچ کس ندانست تکه های خودکشیه یک ابربود..
درعجبم که
چرا همچنان راه فراموش کردن یکی خوابیدن بادیگری است
می ریزم..
ریز ریز ریز چونان برف.. که هیچ کس ندانست تکه های خودکشیه یک ابربود..
حالم حال گرگی است که خداوند توبه اش را پذیرفته، ولی مردمان میگویند:توبه گرگ،مرگ است...
وقــتی همه چیز خوبه
گاهی ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻣﯿﺸﮑﻨﻨﺖ
حــــــــــالم حال بچه ایست
یک شنبه 4 اسفند 1392برچسب:, :: 11:15 :: نويسنده : حمیدرضا زارعی
نمیدانم چه میخواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته است
روزگار نبودنت را برایم دیکته میکند......
ونمره من باز صفر میشود! من هیچوقت نبودنت را یاد نمیگیرم........
شنبه 3 اسفند 1392برچسب:, :: 17:11 :: نويسنده : حمیدرضا زارعی
![]() ![]() |